گروه تئاتر باستان
BASTAN THEATER GROUP
سه شنبه دوازدهم دی 1385
حضور دو بازیگر از گروه تئاتر باستان در نمایش سه شب با مادوکس
نمایش سه شب با مادوکس به کارگردانی حمید رضا میرآخور از ۲ دی در تالار علامه رفیعی (ره) قزوین اجرای عمومی داشت . هفته نامه حدیث قزوین با دو تن از بازیگران گروه تئاتر باستان به گفتگو نشسته است که تقدیم می شود :
خودت را معرفي كن و بگو از چه سالي كار تئاتر را شروع كردي و در چه جشنوارههايي شركت داشتي؟
من امير اميديراد هستم. متولد سال ۱۳۶۰ و در قزوين بدنيا آمدهام و مدرك تحصيليام ديپلم برق است من از سال ۷۲ و با نمايش «خانهاي براي او» كه براي جشنوارهي كانونهاي كشور انتخاب شده بود، پا به عرصهي تئاتر گذاشتم و تا الان در ۱۴ نمايش كه به اجراي عمومي رسيدند به عنوان بازيگر و طراح نور حضور داشتم و در اين مدت در جشنوارههاي تئاتر استاني، منطقهاي، دفاع مقدس، فجر و جشنوارهي بينالمللي تئاتر عروسكي تهران حضور داشتم.
چرا در شهر ما آنطور كه بايد و شايد از تئاتر استقبال نمي شود؟
اين مسأله علتهاي زيادي دارد كه از جمله ميتوان به نبود جاي مشخص براي اجراهاي تئاتر اشاره كرد ضمن اينكه ما سالن استاندارد نداريم و اطلاعرساني به مردم ضعيف است و تبليغات مناسب صورت نميگيرد، ولي با همهي اين اوصاف من معتقدم همهي اين مشكلات با تلاشخود بچهها قابل حل است، چرا كه در حال حاضر نسبت به چند سال گذشته استقبال از نمايشها بيشتر شده و البته دليل اين امر حرفهاي شدن تئاتر قزوين است.
موفقيت يك نمايش را حاصل چه عواملي ميداني؟
اولين عامل يك دست و يك دل بودن گروه اجرايي است و بعد حضور يك كارگردان موفق و هدايتگر كه بتواند با تمرينات مستمر، گروه اجرايي را از هر لحاظ آمادهي اجراي موفق كند و البته خوشبختانه همهي اين عوامل در گروه ما وجود داشت چون در حال حاضر چهار پنج سالي است كه اين بچهها با هم تئاتر كار ميكنند و كاملاً با بازي همديگر آشنا هستند و خود اين مسأله يك امتياز است.
به نظر تو مادوكس كيست؟
من فكر ميكنم، مادوكس اميد به زندگي است و هر كس ميتواند به اميد يك مادوكس زندگي كند.
حرف آخر…
اميدوارم چراغ تئاتر قزوين هميشه روشن بماند و ديدن نمايش براي مردم اين شهر به يكي از ملزومات زندگي تبديل شود.
بعد از گفتگو با اميراميدي، نوبت به بازيگر نقش گروبي ميرسد و ما سؤالاتمان را اينگونه آغاز ميكنيم.
خودت را كامل معرفي كن و بگو از چه سالي كارتئاتر را شروع كردي؟
عمار رسولي سفيددري هستم ومدرك تحصيليامكارشناسي كشاورزي است. من از سال ۷۴ تئاتر را با نمايش «نارو نور» شروع كردم و تاكنون در حدود ۲۰ نمايش به عنوان بازيگر و چند نمايش هم در كسوت كارگردان، طراح صحنه و … حضور داشتهام و حدود ۱۰ جايزهي بازيگري از جشنوارههاي مختلف تئاتر نظير، جشنوارهي تئاتر استاني مازندران و قزوين، جشنوارهي ماه، جشنواره دفاع مقدس، جشنوارهي دانشآموزي بنياد شهيد و همچنين چند جايزهي طراحي و صحنه و گريم در همين جشنوارهها كسب كردم.
شخصيت گروبي چه ويژگيهاي زيبايي داشت كه علاقهي شما به اين نقش باعث شد گروبي را بازي كني؟
به نظر من تك تك نقشها در جاي خود زيباهستند و جاي كار دارند، ولي من اولاً به پيشنهاد كارگردان و ثانياً به خاطر نقاط مشترك اخلاقي گروبي باخودم، اين نقش را پذيرفتم، چون خودم هم مانند گروبي در دنياي خلوت و تنهايي نفس ميكشم و روزگار ميگذرانم.
از نظر شما تئاتر چيست؟
تئاتر جايي است در اين جهان، كه دوست داري آنجا باشي.
تئاتر آرزوهايي دست نيافتني است كه همانند جرقههاي زودگذر به آن دست مييابي و در نهايت تئاتر جنوني است به شكل عشق، اما عشقي كه همه از آن لذت ميبرند و شاد ميشوند و همه نيز در غم آن ميگريند. يك عشق واگيردار.
هرچه ميخواهد دل تنگت بگو.
من به اميد آن روز زندهام كه گدايان پول گدايي كنند تا بليط تئاتر بخرند.
نوشته شده توسط روابط عمومی گروه
در 19:50 | لینک ثابت
•
شنبه هجدهم آذر 1385
زهرا عليجاني: در قزوين چيزي به نام تئاتر كودك وجود ندارد*
تئاتر را مثل بسياري از تئاتريها در سال ۷۳ از مدرسه شروع كرد. حالا صاحب نمايشنامههايي است كه هر يك ويژگي خاصي دارند كه آن ويژگي پرداختن به همه چيز از دريچهي نگاه كودكان است.
ميگويد از راهنماييهاي همسر نمايشنامهنويس خود استفادههاي زيادي كرده اما هميشه با او برسر نوشتن در حوزهي كودك به بن بست رسيده است، چرا كه همسرش دغدغههاي ديگري در نمايشنامه دارد. در عرصهي دفاع مقدس و مسايل اجتماعي و سياسي كه قرابت چنداني با كودكان ندارد و همين امر باعث شده تا در اين زمينه با جديت بيشتري به راه خود ادامه دهد.
زهرا عليجاني در دهمين جشنواره نمايشهاي عروسكي كانونهاي پرورش فكري كشور رتبهي اول بخش نمايشنامه نويسي را از آن خود كرد و همچنين در اولين جشنواره سراسري نمايشنامهنويسي كودكان كشور به مقام سوم رسيد و نمايشنامه او در كتابي چاپ شد. زهرا عليجاني در حوزه بازيگري تئاتر هم با حضور در نقشهاي به ياد ماندني در نمايشهاي «نامههايي كه باد برد» «كمد» و «حوا» جوايز بازيگري از جشنوارهي تئاتر استاني و همايش تئاتر جوان را كسب نموده است. با او به بهانه حضور موفقش و كسب رتبه اول كشوري به گفت و گو نشستيم و دعوت ميكنيم، مصاحبهي ذيل را بخوانيد:
از زهرا عليجاني بگوييد و اين كه از كجا آغاز كردهايد و حالا مشغول چه كاري هستيد؟
۱۵ اسفند ۵۷ در قزوين به دنيا آمدم و از سال ۷۳ تئاتر را مثل بسياري از علاقمندان به اين رشته از دبيرستان آغاز كردم. از سال ۷۶ هم وارد كلاسهاي بازيگري تئاتر در انجمن نمايش شدم و از آن موقع تاكنون افتخار حضور در نمايشهاي «قامه پاييز»، «غزلي بر عروسي قاسم و فاطمه»، «اشك ياس»، «ستارهاي براي حليمه»، «كنار شيرآتش نشاني»، «نوانخانهايها»، «حوا»، «كمد» و«نامههايي كه بادبرد»، «لالاييهاي سرزمين مادريام»، «روايت نيمهتمام»، «رسول نينوا»، «كلبه قصه» و … را به عنوان بازيگر: كارگردان، طراح پوستر و بروشور داشتهام. در حال حاضر هم به عنوان مربي فرهنگي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان استان قزوين مشغول به فعاليت هستم. همچنين عضومجمع عمومي انجمن نمايش قزوين و عضو هيأت مديره گروه تئاتر باستان و عضو هيأت تحريريه گاهنامهي صورتك ميباشم.
مشخصاً در مورد نمايشنامه نوسي و حضورتان در دهمين جشنواره سراسري نمايش عروسكي توضيح دهيد.
نمايشنامه نويسي را اول بار با همكاري يكي از دوستانم آغاز كرديم كه نمايشنامهي «يكي از ما» شد و در جشنواره سراسري تربيت كه از سوي قوهقضاييه برگزار شد، موفق به كسب رتبهي برگزيده شديم و همين عامل باعث شد كه من نمايشنامه نويسي را به صورت جدي تري دنبال نمايم و با معرفي كتب تخصصي در اين زمينه از سوي اساتيدم و راهنماييهاي همسرم- جناب حسين عليجاني-نمايشنامههاي ديگري هم به رشته تحرير درآوردم.
از جمله كلبه قصه، حكم ناحق، يكي بياد ما را پيدا كند و طبل جادويي از نمايشنامههايي هستند كه تاكنون نوشتهام و همگي در حوزه ادبيات نمايش كودك و نوجوان است.
و اما دهمين جشنواره نمايش عروسكي كشور كه امسال در اروميه برگزار شد و من توانستم با ارائه نمايشنامهي «يكي بياد ما را پيدا كند» از ميان بيش از دويست اثر شركت كننده رتبهي اول جشنواره را به خود اختصاص دهم. نكتهي جالب توجه در اين جشنواره حضور ارگانهاي زيادي بود كه با كانون پرورش فكري همكاري داشتند و سطح كيفي و كمي جشنواره را بالا برده بودند؛ در حالي كه در استان ما تنها يك ارگان كه معمولاً ارشاد باشد، متولي همه چيز است و فقط در روز اختتاميه برخي از مسؤولان استان افتخار ميدهند و با حضور فيزيكي خود اهالي تئاتر را اميدوار ميكنند كه يعني بالاخره به غير از ارشاد هم ارگان ديگري در اين استان وجود دارد. جشنوارههايي كه در كانون قزوين هم برگزار ميشود، اين گونه است و ارگانهاي فرهنگي مرتبط هم حضور ندارند، چه برسد به ارگانهاي غير مرتبط … بگذريم!
آيا در جشنوارههاي ديگري هم در حوزه نمايشنامه نويسي حائز رتبه شدهايد؟
بله در جشنواره تربيت قوه قضاييه حائز رتبه برگزيده شدم و نيز در اولين جشنواره نمايشنامه نويسي كانونهاي پرورش فكري سراسر كشور كه در سال گذشته برگزار شد، مقام سوم را كسب كردم . نمايش مورد نظر كلبه قصه در كتاب آثار برگزيده به چاپ رسيد.
همچنين در جشنوارههاي آموزش و پرورش استان، نمايشنامه حكم ناحق نيز مقام برگزيده را به خود اختصاص داده است.
به غير از نمايشنامهنويسي آيا در حوزه ديگري كه به كودكان مرتبط باشد، كار ميكنيد؟
بله، من به مدت دو سال دبير سرويس كودك هفتهنامه طلوع و نيز روزنامه ولايت قزوين بودم كه تحت عنوان سپيده و فندق چاپ مي شد. همچنين در كانون پرورش فكري كه بوستان كودكان اين سرزمين است، افتخار خدمتگزاري دارم.
وضعيت تئاتر كودك در قزوين را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
در قزوين كه چيزي به نام تئاتر كودك وجود ندارد و فقط منتظر هستيم تا در ايام دهه فجر و يا مشابه آن كاري به روي صحنه ببريم و تا سال بعد دوباره انتظار بكشيم كه مطمئناً به هيچ وجه اين شيوه اصولي و كارشناسي نيست.
به نظر شما چگونه است كه آموزش و پرورش همچنان در بحث تعليم و تربيت از تئاتر استفادهي درستي نميكند؟
متاسفانه تئاتر در مدارس فقط به چشم و هم چشمي مديران و مربيان پرورشي تبديل شده و به تنها چيزي كه نميانديشند، بحث انساني اين هنر والا و جمعي است كه ميتواند تاثيرات فراواني در اجتماعي شدن و جمعگرا بودن دانشآموزان داشته باشد و وقتي به عنوان مربي قرار بر همكاري با مدارس ميشود، گويي شما به عنوان فروشنده؛ هنرتان را بايد حراج كنيد و بعد از كلي چانهزدن و حرفهاي حاشيهاي هم بار مسؤوليت و تعهد تئاتري به دوشهاي مربي ميافتد و اين چرخه همچنان ادامه دارد، فارغ از اين كه تئاتر ميتوانست و ميتواند آدم تربيت كند. متاسفانه مسؤولين مدارس تنها به گرفتن چند جايزه دلخوشند و بس! البته داوران جشنوارههاي دانشآموزي هم كه خود حديث تاسفباري هستند و برخي از آنها به قطع يقين تا به حال روي صحنه قدم نزدهاند چه برسد به اين كه تئاتر كار كرده باشند و تنها به دليل اين در مدرسهي خود، آدمخوش سليقه و يا چيزي از اين دست بودهاند، به عنوان داور تئاتر انتخاب ميشوند.
در هنگام نوشتن نمايشنامه، اول طرح ميزنيد يا اين كه مستقيم سراغ اصل موضوع ميرويد؟
سعي ميكنم، اول طرح ذهني داشته باشم و سپس طرح را بر روي كاغذپياده ميكنم. شخصيتها را كه شناختم آرام آرام بسطشان ميدهم تا نمايشنامه شكل اوليه خود را پيدا كند و در گذر زمان نمايشنامه ساختار كامل خود را بروز ميدهد.
چرا در اجراي نمايش، كمتر به كار كودك پرداختهايد؟
متاسفانه همان طور كه عرض كردم؛ نمايش كودك به دليل اين كه توسط عدهاي از ابتدا اين گونه جا افتاده كه كاري است درآمدزا و مناسبتي، متولي مشخص ندارد و به همين دليل ترجيح ميدهم در حوزه مكتوب آن فعاليت كنم و بس؛ البته با رايزنيهايي كه با انجمن نمايش و شخص آقاي ايزدفر، رييس محترم انجمن داشتهام، قرار است كه كانون نمايش كودكان در زيرمجموعه اين انجمن به زودي فعاليت خود را آغاز كند.
به نظر شما متولي تئاتر كودك كجاست؟
آنقدر بدون متولي مانده كه واقعاً نميدانم، اما علي القاعده كانون پرورش فكري و فرهنگ و ارشاد اسلامي به دليل يدك كشيدن نام كودك وفرهنگ بايد متوليان تئاتر كودك باشند.
به عنوان يك نمايشنامه نويس كه در حوزه خاص و حساسي مشغول نوشتن هستيد، چه انتظاري از مسؤولين داريد؟
به مسؤولين عرض ميكنم، لطفاً براي ارائه بيلان كاري از كودكان و نوجوانان مايهنگذارند. كودكان اين سرزمين، سرمايههاي ارزشمندي هستند كه از نفت و طلا هم مهمترند. مسؤولين فرهنگي اگر ميخواهند كه نامشان در تاريخ جاودانه شود، بايد كارهاي زيربنايي انجام دهند و كار زيربنايي يعني توجه به كودكان كه متاسفانه درحوزه تئاتر، سينما و بسياري ديگر از هنرها تنها به جنبهي سرگرمي و اوقات فراغت نگريسته شده و كودكان مجريان نمودارهاي آماري ريز و درشت مسؤولان شدهاند.
و حرف آخر ؟
به قول ظريفي، گوش مسؤولين سنگين و زبان ما لكنت دار.
آنقدر نخواستند تا ما هم يادمان رفت چه ميخواستيم.
اگر مسؤولين فرهنگي ما دغدغهنظام مقدس جمهوري اسلامي را دارند كه دارند، بايد از پايه فرهنگي كه همان كودكان باشند ، آغاز نمايند، اگر چه آغاز سختي است، اما دلچسب است. در پايان از زحمات مدير محترم كانون پرورش فكري استان برادر ارجمندم جناب آقاي عباسي، كمال تشكر را دارم كه با حمايتهاي بيدريغ خود امكان رشد من را فراهم نمود.
*منبع :
هفته نامه حديث قزوين ۱۲ / ۹ /۸۵ - شماره ۳۶ - سال چهاردهم
نوشته شده توسط روابط عمومی گروه
در 0:34 | لینک ثابت
•

